تبليغاتX
در همین حوالی

در همین حوالی

در این وبلاگ گزیده ای از عکسهایم را در معرض دید نظر و قضاوت شما قرار خواهم داد

پاییز هزار رنگ

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت   توسط محسن بخشنده  | 

قاتل در آينه

          




 
 

  وحشتناک ترین کشتار خانوادگی در پلاک ۴۰
صفحه 13 حوادث ، شماره سريال 17408 ، تاريخ انتشار 880816
سید خلیل سجاد پور

وحشتناک ترین قتل عام خانوادگی امسال در ساختمان پلاک ۴۰ بولوار مصلای مشهد رخ داد و عامل این جنایت ها که در حال خودزنی در خیابان بود از سوی ماموران کلانتری مصلی دستگیر و به پنجه عدالت سپرده شد.

اعضای خانواده ام را هم کشته ام!
پس از گذشت بیش از یک روز از این حادثه و با تلاش کادر پزشکی بیمارستان صبح روز پنج شنبه ناگهان حمیدرضا چشم هایش را گشود و راز چند جنایت هولناک را برملا کرد. او به سربازی که مراقب او بود گفت: من همسر و ۲ فرزند دخترم را هم کشته ام. گرچه باور کردن این موضوع بسیار سخت بود اما سرباز وظیفه بلافاصله با کلانتری تماس گرفت و ماجرای اظهارات حمیدرضا را عنوان کرد.وقتی سرگرد بانژاد - فرمانده کلانتری مصلا - در جریان اظهارات متهم قرار گرفت با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع، مراتب را به سرهنگ پاسدار احد کریمی - رئیس پلیس مشهد - اطلاع داد. سرهنگ کریمی نیز دستور داد بلافاصله اکیپی از ماموران زبده به فرماندهی رئیس کلانتری به محل سکونت متهم مراجعه و ضمن هماهنگی با مقام قضایی، بررسی های لازم را انجام دهند. این گزارش حاکی است: وقتی ماموران انتظامی با قاضی امام وردی ( بازپرس ویژه قتل عمد ) تماس گرفتند و ماجرا را به اطلاع وی رساندند او درگیر رسیدگی به معمای یک قتل دیگر در منطقه نوده مشهد بود که ساعتی قبل جسد وی کشف شده بود؛ بنابراین قاضی امام وردی به طور شفاهی به ماموران مجوز ورود به منزل و بررسی موضوع را داد.

ماموران انتظامی وقتی ساختمان پلاک ۴۰ را پیدا کردند که در آهنین آن بسته بود اما آن ها که مجوز قضایی برای ورود به منزل را داشتند با باز کردن در حیاط وارد ساختمان شدند. خون هایی که روی پله ها ریخته شده بود حکایت از آن داشت که جنایت در طبقه دوم ساختمان اتفاق افتاده است در حالی که طبقه اول ساختمان نیز خالی از سکنه بود. وقتی ماموران انتظامی از پله ها بالا رفتند با ۳ جسد خون  آلود مواجه شدند که هر کدام به طرز فجیعی کشته شده بود و شیر گاز منزل هم باز بود که بلافاصله ماموران شیر گاز را بستند تا حادثه دیگری رخ ندهد.با گزارش صحت موضوع و این که جنایت وحشتناکی در ساختمان پلاک ۴۰ رخ داده است بلافاصله قاضی امام وردی ( بازپرس شعبه ۸۰۴ دادسرای عمومی و انقلاب ) و سرهنگ کریمی ( فرمانده انتظامی مشهد ) نیز به محل جنایت رفتند.

تحقیقات قضایی - پلیسی
با حضور مقام قضایی تحقیقات قضایی و پلیسی در این باره آغاز شد. جسد خون آلود زن جوان در ابتدای در ورودی ساختمان در میان هال افتاده بود و کف هال که فرش هم نداشت پر از خون بود به طوری که جوی خون از روی پله ها پایین آمده بود. گلوی زن طوری بریده شده بود که کارد به استخوان گلو رسیده بود. حدود یک متر بالاتر جسد دختری حدود ۱۲ ساله قرار داشت که تقریبا ۵ ضربه چاقو به نقاط مختلف بدنش اصابت کرده و بر اثر خونریزی شدید جان باخته بود. اما جسد دختر کوچک خانواده که تقریبا ۸ ساله بود موجب تاثر شدید مقام قضایی و ماموران انتظامی شد. این دختر که با ضربه کارد مجروح شده بود و هیچ راه گریزی هم نداشت و از شدت درد به خود پیچیده بود روی یکی از مبل های خانه و در حالی که سرش را روی ساعد دست چپش گذاشته بود جان خود را از دست داده بود. این صحنه جنایت خانوادگی وحشتناک ترین قتل عام خانوادگی است که سال جاری در مشهد به وقوع پیوسته است.

انتقال متهم به کلانتری
با بر ملا شدن این جنایت خانوادگی که هنوز انگیزه عامل جنایت نامعلوم بود قاضی امام وردی دستور داد تا متهم مورد بازجویی قرار گیرد.

فرمانده انتظامی مشهد نیز که لحظه به لحظه در جریان رسیدگی به این پرونده جنایی قرار می گرفت دستور داد تا حمیدرضا پس از کسب نظر پزشکان بیمارستان به کلانتری منتقل شود.

بازجویی از عامل کشتار خانوادگی
حمیدرضا صبح روز گذشته در حالی که هیچ گونه آثار ندامت در چهره اش دیده نمی شد در مقابل سرگرد بانژاد - فرمانده کلانتری مصلی - و ماموران تجسس لب به سخن گشود: با همسرم اختلاف داشتم حدود ۱۳ سال قبل ازدواج کردیم که حاصل این ازدواج ۲ دختر بود که آن ها را هم به همراه مادرشان کشتم.ما قبلا در استان قم ساکن بودیم و از حدود ۳ سال قبل به مشهد آمدیم و در منطقه قاسم آباد ساکن شدیم اما اختلافات ما هر روز بیشتر می شد من زنم را دوست داشتم الان هم او را دوست دارم اگر آن دنیا هم او را ببینم باز هم حاضرم با او زندگی کنم. خودش باعث شد که من دست به این کار بزنم او شواهد را طوری جلوه می داد که من نسبت به او مشکوک شوم. متهم در حالی که به تشریح ماجرا پرداخته بود مدعی شد که در زندگی سختی های زیادی کشیده است و گفت: مرد را دردی اگر باشد خوش است درد بی دردی علاجش آتش است

گاز شهری را باز گذاشته بود!
خانواده مقتول که پس از شنیدن ماجرای قتل از قم به مشهد آمده بودند به خراسان گفتند واقعا نمی دانیم چه اتفاقی افتاده است مادر حمیدرضا اصرار داشت که او در کرج زندگی کند و فکر می کنیم به خاطر همین اختلافات آن ها زیاد می شد. حمیدرضا جمعه قبل هم که در منطقه قاسم آباد ساکن بودند شیر گاز را باز گذاشته بود تا آن ها را بکشد اما موفق نشده بود او در کلانتری تعهد داد که دیگر همسر و فرزندانش را اذیت نکند؛ اما چند روز بعد این اتفاق افتاد. خانواده مقتول همچنین اظهار داشتند او تا به حال چندین بار همسرش را مورد ضرب و جرح قرار داده است و هربار نیز تعهد می داد که دیگر آن ها را اذیت نکند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت   توسط محسن بخشنده  | 

برداشت آزاد

  

چند روز پیش که داشتم عکسهای آرشیوم رو مرتب می کردم به این عکس بر خوردم عکس رو در جریان تبلیغات انتخاباتی گرفته بودم.فارغ از هرگونه علاقه سیاسی دیدم عکس خوبیه واسه وبلاگ.برداشت آزاد

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت   توسط محسن بخشنده  | 

يه عكس اتفاقي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت   توسط محسن بخشنده  | 

پيوند عضو

           

خيلي با خودم كلنجار رفتم تا تونستم خودم رو قانع كنم كه همچين عكسي رو تو وبلاگم بذارم

با خودم گفتم بعضي وقتها بد نيست يادمون بياد چي هستيم و كجا هستيم و از همه مهمتر كجا ميخوايم بريم.....

عكس بالا عكس يه بچه ۱۲ سالست كه به خاطر سقوط از بام خونشون فوت كرده اما حالا اعضاي بدن اون بچه به ۷ نفر زندگي ۲ باره اي داده

كي ميتونه حال پدر و مادر اين بچه رو درك كنه؟؟؟؟خدا كمكمون كن 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت   توسط محسن بخشنده  |